+
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 10:16 گل یاس
|

آغوشتو بغیر من بروی هیشکی وانکن
منو از این دلخوشیو آرامشم جدا نکن
من برای با تو بودن پر ِعشقو خواهشم
واسه بودن کنار تو تو به بگو به هرکجا پر می کشم
منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه
بوسیدنت برای منتولد یک نفسه
چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه
نوازش دستای توعادته، ترکم نمیشه
چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه
به آتیش دستای توعادته،ترکم نمیشه
فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بزار
به پای عشق من بمون هیچ کس و جای من نیار
مهر لباتو رو تنو روی لب کسی نزن
فقط به من بوسه بزن
به روح و جسم و تن من
+
پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 11:36 گل یاس
|
+
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 12:28 گل یاس
|
+
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 11:34 گل یاس
|
من صبورم اما آه .... این بغض گران صبر نمی داند چیست.
+
دوشنبه بیستم مهر 1388 12:13 گل یاس
|
چشمهایت
دوست من
پنجرههای روحت هستند.
در آنها به تماشا می نشینم
اندوهت را
زنده بودنت را
خستگی ت را
اشتیاقت به عشق را
وفاداریت را
هراست را
امیدت را
خوشی زندگیت را
چشمهایت
دوست من
پنجرههای روحت هستند
در نگاهت
کشف میکنم
تو را ...
+
دوشنبه بیستم مهر 1388 12:12 گل یاس
|
+
شنبه هجدهم مهر 1388 6:54 گل مریم
|
+
شنبه هجدهم مهر 1388 6:51 گل مریم
|
من تنها بودم
و تو...
تنها تر از من
و ما به امید پر شدن تنهائیمان
به هم پیوستیم
اما
تنها تر از قبل شدیم
چون نمی دانستیم
عشق یعنی:
بار تنهایی دیگری را هم به دوش کشیدن
+
شنبه هجدهم مهر 1388 5:45 گل مریم
|
به دلم می گویم عازم یک سفرم
سفری دور به جایی نزدیک
سفری از خود من تا به خودم
شاید این بار سفر چاره ی کارم باشد
شاید این وعده ی بیهوده به جایی برسد...
+
شنبه هجدهم مهر 1388 5:39 گل مریم
|
+
شنبه هجدهم مهر 1388 5:30 گل مریم
|
دلم تنگ است
دلم چون برگ های زرد پاییزی پر از درد است
صدای خش خش گلها
به همراه طپیدنهای قلبم میشود آغاز
ومن تنها تر از تنها
به مرگ برگ های زرد میگریم
و حتی برگ زردی هم به حال من نمی گرید
+
شنبه هجدهم مهر 1388 5:28 گل مریم
|
عبور خواهم کرد
از دلتنگی هایم
از غربتی که در عمق چشمانم سوسو میزند
.
.
.
میخواهم عاشق بمانم
اما
.
.
.
با کدام دل
با دلی پر از دلتنگی؟؟
+
شنبه هجدهم مهر 1388 5:18 گل مریم
|
روی سکوی کنار پنجره
همه شب جای منه
چند ورق کاغذویک دونه قلم
همیشه یار منه
کاغذهای خط خطی
از کنار در باز پنجره
می پرن توی کوچه
سرحال از اینکه آزادشدن
نمی دونن که اسیر دل سنگ باد شدن
دیگه بیداری شب عادتمه
هم دم سکوت تنهایی من
تیک تیک ساعتمه
+
شنبه هجدهم مهر 1388 5:9 گل مریم
|
+
شنبه هجدهم مهر 1388 5:8 گل مریم
|
+
پنجشنبه نهم مهر 1388 8:50 گل یاس
|
+
چهارشنبه هشتم مهر 1388 20:51 گل یاس
|
+
چهارشنبه هشتم مهر 1388 20:48 گل یاس
|
+
چهارشنبه هشتم مهر 1388 20:44 گل یاس
|
نگرانم
نگران دوری دستهایمان
و بی قراری فاصله ها …
نگران باران های آمده و نیامده…
مرور کردن شب و روز…
نگران تنها شدن …
نگران کم شدن آبی های آسمان…
نگران حرفهای نگفته ی چشمهایمان
و غبار گرفتن کوچه های خاطره …
نگران سرد شدن نفسهایمان…
کمرنگ شدن اشتیاق دیدارمان…
نگران بومهای خالی دیوارها …
نگران یخ زدن قلبهایمان
نگرانم…
نگرانم…
نگرانم…
+
چهارشنبه هشتم مهر 1388 12:29 گل مریم
|
رفتي و نديدي که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
وقتي که شکست بغض تنهايي من
وابستگي ام را به تو باور کردم
+
چهارشنبه هشتم مهر 1388 12:27 گل مریم
|
+
چهارشنبه هشتم مهر 1388 12:23 گل مریم
|
+
چهارشنبه هشتم مهر 1388 12:13 گل مریم
|
+
چهارشنبه هشتم مهر 1388 12:10 گل مریم
|
+
سه شنبه هفتم مهر 1388 17:29 گل یاس
|
+
سه شنبه هفتم مهر 1388 17:20 گل یاس
|
چشماي تو براي من عالم زندگانيه
رنگ چشات براي من اميد زندگانيه
من ميميرم اگه تو پيشم نموني
رنگ دلم آبي شده ميشه تو پيشم بموني
چشماي من منتظرن منتظر رسيدنت
بيا ديگه تنهام نزار فرشته ها ندزدنت ؟
اين قلب من ميتپه براي تو همينو بس
دق ميكنم اگه نياي من ميميرم گوشه قفس
واي رسيدي عزيز من دلم برات تنگ شده بود
عزيز من ميدونستي ديشب هيچ ستاره اي غايب نبود
من بودمو تو بوديو ستاره ها مهمونمون
پيشم بمون پيشم بمون پيشم بمون
+
سه شنبه هفتم مهر 1388 17:16 گل یاس
|
+
سه شنبه هفتم مهر 1388 17:14 گل یاس
|
دوباره خزون اومد نم نم بارون میزنه تو صورتم
بوی خاک و نم کوچه میگه هنوز دیوونتم
رعدو برق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز
دستای کی رو گرفتی زیر بارونای پاییز
میخوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره
ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون میباره
خزونم داره میره نموند برگی رو درختا
من هنوز منتظر توی جاده تک و تنها
دیگه بارون نمیباره توی جاده پر برفه
به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته
میخوام اینجا با تو باشم زیر برف وبادو بارون
نیایی با خاطراتت سر میزارم به بیابون
میخوام اینجا با تو باشم زیر بارون دوباره
ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون میباره

+
سه شنبه هفتم مهر 1388 16:4 گل مریم
|
چه كسي خواهد ديد
مردنم را بي تو
گاه ميانديشم
خبر مرگ مرا با تو چه كس ميگويد
آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي
روي خندان تو را كاشكي ميديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
..... و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
.................................... و تكان دادن سر....
چه كسي باور كرد
............... جنگل جان مرا
........................ آتش عشق تو خاكستر كرد؟
ميتواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را ميبخشي
چه كسي خواهد ديد
مردنم را بي تو
گاه ميانديشم
خبر مرگ مرا با تو چه كس ميگويد
آن زمان كه خبر مرگ مرا ميشنوي
روي خندان تو را كاشكي ميديدم
شانه بالا زدنت را بي قيد
..... و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
................................... و تكان دادن سر....
چه كسي باور كرد
.............. . جنگل جان مرا
......................... آتش عشق تو خاكستر كرد؟
ميتواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را ميبخشي
ميتواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را ميبخشي
چه كسي باور كرد
.............. . جنگل جان مرا
......................... آتش عشق تو خاكستر كرد؟
ميتواني تو به من زندگاني بخشي
يا بگيري از من آنچه را ميبخشي

+
سه شنبه هفتم مهر 1388 15:33 گل مریم
|